»
ک
ل
ي
ک

ک
ن
ی
د
«
هفت ربط ِ رابطه / محمد مهدی نجفی
آذر ۱م, ۱۳۸۶

طرحی برای سه شعر «کلیمانجارو»، «پریصاد» و «رومئو»

۱-کلیمانجارو

یارو سوار ِ جارو مثل ِ جادوگرا
گفتم کجا می ری با این سرعت؟
گفت می رم کلیمانجارو برفا رو پارو کنم
گفتم مگه من مُردم؟
و داستان از این جا شروع شد:

۲-پریصاد

پریصاد ِ من! صادره از صاد، بخش ضاد
شناسنامه ی شما دست ِ من چه می کند؟
نکند شما را دست انداخته ام
و قصد دارم با این شناسنامه شما را جعل کنم؟
توجه شما را به خودم جلب کنم
یا هر طوری که خیر است؟
نه خیر!

۳- خیرالاُمور به واسطه ی اَوسَطِها

ای واسطه ی عالم بالا
پایین ِ وسط ِ من چه می کنی حالا؟
در این ورطه که مرا ورتابیده اند
به جز کژتابی به هیچ صنعتی نشاشیده اند
حالا منم که از خودم وسط می تابانم

۴- رومئو

لب هایی به سبک ِ رومی
با یک دماغ ِ خرطومی
و گوش هایی که نه چندان است
چرا عکست رو توی ِ جیب ِ پشتت گذاشتی؟

۵- صادرات ِ صورت

در پیشانی هر یک از ما
دو چشم به حالت ِ چشم گیری است
حالتی که خیال می کنیم
دیگری بالای کلیمانجارو، پارو به دست ایستاده است
اما هر دو در وسط ِ راهیم
سر در اول ِ چاهیم

۶- چراگاهیدن

چرا هر که با من آشنا شد بچه دار شد؟
چرا بچه های ما کلیمانجارو را یک ردیف برج و بارو می بینند؟
چرا کشتی نوح روی کوه لنگر انداخت؟
چرا همه ی پایان ها پایه نیستند؟

۷- پایان ِ پایه

آهای! از روی چارپایه بیا پایین !

مرتبط :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کتاب مشروطگی
من از زنبور می ترسم


:: کلیه حقوق متعلق به مایند موتور و نویسندگان است حلقه فکری :: Designed & Developed by ::KolahStudio for Mindmotor::2007-2010 ::